تو را من چشم در راهم
 

گمشده ما

کوه دوبرادران-پشت مسجد مقدس جمکران

کوه دو برادران-پشت مسجد مقدس جمکران

این روزها بین برگ های تقویم جدیدم

بین کوچه های شهرم

بین کوچه های شهر تو

در تمام احوالم

هر کجا که باشم

به دنبال گمشده ام میگردم

نمیدانم من او را گم کردم یا او مرا

هر چه که هست فقط میدانم که گم شده است

کم شده است

کجاست این گمشده من؟

این گم شده همه(که بعضی ها انقد سرگرم هستن که حسش نمیکنن)

که زندگی مفهومش را وام دار اوست

من و تو بودنمون رو مدیونشیم

خدایا کمک کن پیداش کنیم

کوه دوبرادران-تصویر عمودی شده

خدایا زندگی چقدر سخت شده بر ما بدون وجودش

خدایا کمک کن عاشقانه زندگی کنیم و بدون گمشده 

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸۸/۱/۱٩ - فرزانه

آگهی بازرگانی

- سلام دختر عمو!




- سلام پسر عمو!
- حالت چطوره دختر عمو؟
- ای، بد نیستم پسر عمو!
- با این همه اسباب بازی که تو داری بایدم بد نباشی دختر عمو!
- چه فایده پسر عمو، هیچکدوم از اینها که به درد آیندم نمی خوره!
- مگه خبر نداری که آیندت هم تأمین شده دختر عمو؟
- چطوری پسر عمو؟
- با این، دختر عمو!
- این چیه پسر عمو؟
- این سند منگوله دار شش دانگ یک تیکه زمین اطراف شهره دختر عمو!
- تو برام خریدی پسر عمو؟
- نه بابا، تمام دار و ندار من همین یکدونه پستونکه دختر عمو! این رو بابات با پول سود زمینی که هفته پیش خریده بود گرفته! می گن قراره چند وقت دیگه تو اون مناطق ویلا سازی بشه، اونوقت قیمت زمینت اونقدر میره بالا که آینده خودت و من و بچه هامون و هفت نسل اون ورترمون هم تأمین میشه دختر عمو!!!
- جدا پسر عمو؟
- آره، تا موقعی که من و این سند و بابای زمین خوارتو داری غم آینده رو نداشته باش دختر عمو!

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٧/٤/٢٧ - فرزانه

السلام علیک یا مُمتَحَنه

در آن وقتی که همه انبیاء، ائمه اطهار(ع)،صالحین وشهدا و صدیقین به کمک ملائکه مشغول حل و فصل مردم قیامت هستند ناگهان صدای روح بخشی از جانب پروردگار در سراسر کره زمین ویا صحرای قیامت طنین می اندازد که چشمها را بپوشانید و با این کلمه چشمها بی اختیار بسته می شود. ان صدا ادامه میدهد که فاطمه زهرا (ع) میخواهد از آسمان چهارم به کره زمین و از کره زمین به بهشت تشریف ببرد.

آنچنان عظمتی دارد که هیچ چشمی آن عظمت و مقام را نمی تواند ببیند. ده هزار ملک در جلو، ده هزار ملک در عقب،ده هزار ملک طرف راست،ده هزار ملک طرف چپ،آنچنان در صف های مرتب و نظم عجیبی و فاطمه اطهر (ع) که مانند خورشید در وسط آسمان حرکت میکند و به طرف بهشت میروند.

فاطمه زهرا(ع) محبوبه خدا وقتی به بهشت خلد میرسد با خدای محبوبش چنین حرف میزند:

خدایا من در دنیا قدرم مجهول بود،من در دنیا قدرم معلوم نبود،در قیامت هم که مردم با چشم بسته با من روبرو شدند پس این مردم کی ممکن است معرفت مرا دریافت کنند؟عظمت محبوبیت مرا در نزد تو چه وقت باید بشناسند؟خدای تعالی در جواب میفرماید:ای حبیبه ام،ای محبوبه ام،به قیامت برگرد عظمت خودت را نشان بده ، هر کس از دوستانت و از دوستان فرزندانت و ذریه ات را دیدی شفاعت کن و آنها را وارد بهشت کن تا کرامت خودت را در قیامت نشان داده باشی و تا مردم بدانند که تو چقدر نزد من محبوبیت داری.فاطمه اطهر(ع) مانند پرنده ای که دانه سالم را از میان دانه های غیر سالم بر می چیند،دوستانش را و دوستان فرزندانش را جمع میکند و به طرف بهشت میفرستد.

در این میان مردی از دور صدا میزند یا فاطمه من به تو حقی دارم.فاطمه اطهر در لیست دوستانش نگاه میکند اسم او را می پرسد یک چنین فردی در آن لیست وجود ندارد لذا میفرماید:تو چه حقی به من داری؟آن مرد عرض میکند:من در فلان شهر،در فلان محله،خانه ای داشتم که دیوارش بلند بود یکی از فرزندانت در زیر سایه دیوار منزل من برای چند دقیقه استراحت کرده و من به خاطر تو ومحبت به تو در آن موقع به او اجازه این استراحت را داده ام.فاطمه زهرا (ع) میگوید:راست گفتی تو هم در میان دوستان ذریه من وارد شو و با آنها به سوی بهشت روانه شو.

برگرفته از کتاب عالم عجیب ارواح

نوشته :سید حسن ابطحی

پيام هاي ديگران ()        link        ۱۳۸٧/۳/۱۸ - فرزانه